Please enable JavaScript.
Coggle requires JavaScript to display documents.
رشد طولی با, رشد - Coggle Diagram
رشد طولی با
کتابخوانی
یکی از راههای همافزایی با آحاد مردم کتابخوانی است
مقدمه ترویج هم احتمام هست
پس ما قبل از آن باید در خودمان عادت به کتابخوانی بوجود آورده باشیم
رشد
با دو حرکت محقق میشود ( قرآن راه هدایت و یقین را دقت در آیات طبیعت و کتاب شریعت دانسته )
طولی
نیاز به زمان و درک و عمق یا همان صبر دارد ولی نامحدود است و با آن میتوان در مدتی کمتری پلههای فراتری را نرفته طی کرد
از بالا به پایین و از کل به جزء است
نیاز به معلم دارد، کسی که خود در بالا بوده و راه را از قبل پیموده است.
در نتیجه هرچه معلم بالاتر ارزشمندتر
دقت در کتاب شریعت و راه طریقت
عرضی
از پایین به بالا و از جزء به کل
مثل حرکت سرندیپیتی
از دقت در آیات طبیعت
سرعت بیشتری دارد اما محدود است به نقصها و نقضها، ضعفها و تضادها، تداخلات و کمبودها
مثل دنیای سرزمین ارواح رشد محدود به سطح است
هرچه سطح و ظرفیت بالا برود توانایی ها هم بیشتر میشود
سوال) کسی که از بالا به او توانایی رسیده در این مسیر چه جایگاهی دارد؟
منتها شرط برای شروع در هر حرکتی دل پذیرا و تشنه و آماده است
این کمک میکند همانطور که باید این حرکتها باهم و هم راستا با یکدیگر طی شوند تا رشد حقیقی که برآیند این دو است حاصل شود.
تشنگی دل آماده به هدف غایی و گران این امر خطیر را محقق میکند
در هیچکدام اما نباید آلوده و منحرف شود، در هردو باید خط خود را از غیر سوا کند، چون هدف راه او یکیست و در جای مشخصی قرار دارد، پس در هرجایی که قرار بگیرد راه مستقیم رسیدن به او مشخص است، چه از بالا و چه از پایین
آمده از تفسیر آیه 10 سوره ذاریات ( قُتِلَ الخَرّصُونَ ) که میگوید فرد و جامعه مسلمان باید با قاطعیت راه خود را از افراد نااهل سوا کند، چه دشمن چه منافق و چه ساده لوحِ غافل.
از نشانههای دوزخیان
تناقض گویی میکنند
از حق روی گردانند
به مسلمانان تهمت میزنند خام وعدههای قشنگ دین اسلام شدند
درحالی که خود با وعدههای خام بنده تاریکی شدند
در سهو و اشتباه غرقند
نظام فکری خود را بر حدسیّات استوار میسازند
پندارهای بیاساس و سوالات نابجا دارند
پرسیدن برای دانستن مانعی ندارد اما اگر برای بهانه جویی و انکار باشد قابل توبیخ است
از نشانههای متقین
اندکی از شب را میخوابند
از لذتهای فانی و زودگذر چشم پوشند
چون هدفی غایی و گران دارند و براساس آن درگیر چیزهایی کوچک و حواس پرت کن نمیشوند
مدام در هر سحرگاه استغفار میکنند.
انسانند و دچار لغزش میشوند مثل همه. اما بر این لغزش استمرار نمیبخشند
استمرار بر پاکی و بازگشت به راه حقیقی و اصلی دارند.
در داراییهای خود حقی برای نیازمندان و درماندگان قائلند
نقص کننده باوری که ضعیفان برای خدمت به قادران آمده اند
کاملا برعکس قادران برای خدمت به ضعیفان آمده اند و خدا حق مردمان سائل و نیازمند را در اموال مردم قرار داده.
در نتیجه منتی از قادر بر نیازمند نیست
مرزش با ترحم در چیست؟
صحنه دعوای جودی و جولیا در بابالنگ دراز
چگونه به وابستگی و تنبلی نیازمند منجر نشود؟
فکر کنم جواب در همینه که میگه ناشناس کمک کن
از خود خداوند پاداش میگیرند چون پیش از هر پاداشی باز نیکوکار بودند